روزهای زندگی من
سلام به دوستان وای دیدین هوا چقدر سرد شده دوباره زمستون برگشته امروز صبح رو ماشینمون برف نشسته بود اخه یعنی چی تو بهار انقدر هوا سرده؟!من فکر میکنم چون زمستون امسال زیاد زمستون نبود حالا داره جبران میشه امروز صبح ساعت 9 بیدار شدم هوس کرده بودم برم شهروند خرید کنم از این جهت میکم هوس کرده بودم که عموما خریدای خونه رو همسری انجام میده ولی بعضی وقتا که من هوس کنم و رو مود خرید باشم میرم با کلی لذت خرید میکنم امروز صبحم از اون روزا بود با این که هوا سرد بود ولی حاضر شدمو زدم بیرون (توجه کنین که زیر مانتو 3 تا بلوز پوشیده بودم) رفتم شهروند و کلی خرید کردم اخ که چقدر از ارامش و خلوتی شهروند تو اون ساعت لذت بردم و با ارامش خاطر خریدامو انجام دادم وسائل پیتزا هم خریدم که واسه نهارمون پیتزا درست کنم یه جورایی میخواستم روی این رستوران اواچی رو کم کنم منم امروز واسه رو کم کنی بعد از اومدن از خرید دست به کار شدم و یه پیتزای قارچ و گوشت پر ملاط درست کردم خدا وکیلی اصلا قابل مقایسه با غذای مزخرف اواچی نبود همسری انقدر خوشش اومده بود که کم مونده بود انگشتاشم بخوره خلاصه که کلی اعتماد به نفسم بالا رفت با اون همه به به و چه چه همسری راستی بچه ها اگه جایی رو میشناسین که غذاهاش با کیفیت باشه حتما ادرسشو برام بزارین دیگه این که در راستای قل قل کردن حس کدبانوگری من در این دو سه روزه اخیر صبحها روش خامه میمالم و با چای نوش جان میکنم اگه بدونین چه مزه ای میده همسری میگفت از این چیزا تند تند درست کن خیلی خوشمزه است منم گفتم همسری جونی شرمنده بیدم من که اشپز باشی یا قناد نیستم تا بعد...
قضیه از این قراره که پریشب با همسری رفتیم بیرون پیتزا بخوریم من پیشنهاد دادم بریم رستوران اواچی تو سعادت اباد البته تا حالا اونجا غدا نخورده بودیم ولی هر دفعه که از جلوش رد میشدیم من گول ظاهر قشنگشو میخوردم و فکر میکردم حتما کیفیت غذاهاش خیلی عالیه خلاصه تو اون بارندگی پارک کردیمو پیاده شدیم رفتیم تو و دوتا پیترا همراه با مخلفات سفارش دادیم وقتی پیتزاهارو اورد منو همسری اینجوری شده بودیم
همسری میگفت این پیتزاست یا اسانس پیتزا؟باور کنین فقط چند تا دونه سوسیس که تعدادش شاید 5 یا 6 تا بود روش پاشیده بودن و اسمشو گداشته بودن پیتزا!!!در واقع لایه روی خمیر دقیقا نیم میلیمتر ضخامت داشت
یعنی چی اونوقت؟؟؟؟حالا کلی هم واسه اون پیتزای زپرتیشون پول گرفتن
اینو بگم که تاحالا تو عمرمون پیتزای به این مزخرفی نخورده بودیم
سالاد ماکارونیشم که فکرکنم مال دو ماه پیش بود بوی گندش خفمون کرد منو همسری همون یه چنگال که ازش خوردیم گلاب به روتون داشتیم ..
دیگه انداختیمش اونورو پاشدیم اومدیم بیرون حالا بعدش هی خدا خدا میکردیم مسموم نشیم واقعا خندمون گرفته بود من نمیدونم پس اون همه جمعیت اونجا چیکار میکردن به هر حال ادم وقتی یه بار غذای یه جارو تست میکنه میبینه بده دیگه اونورا پیداش نمیشه من نمیدونم این جماعتی که همیشه تو اون رستوران موج میزنه واقعا با کدوم انگیزه دوباره پاشو اونجا میزاره!!!!!!!!خلاصه دوستان اگه گزارتون به اون طرفا افتاد و اگه از گشنگی در حال اغما بودین ولی پاتونواونجا نزارین چون در این صورت این حس بهتون دست میده که یه غذای اشغال خوردین که هر ان احتمال مسموم شدنتون وجود داره و دیگه این که پولتونو مچاله کردین ریختین تو سطل زباله![]()
که معمولا 2 تا 3 بار در سال اتفاق میفته پریروز نون شیرمال درست کردم اگه بدونین چقدر خوب شده بید اینم عکسش![]()

![]()
سالی چند بارانگشت شمارو که روی مودش باشم رو میتونم بهت قول بدم ولی از اون بیشتر رو متاسفم ![]()
| Design By : Night Skin |


